عشق آسان نمود اول ولی افتاد تنهایی‏!‏

گاهی خدا درها رو قفل میکنه و پنجره ها رو هم میبنده... چه زیباست اگه فکر کنی شاید بیرون طوفانه و خدا میخواد از تو محافظت کنه

نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 1:28 توسط amir| |


نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 0:52 توسط amir| |

چراغ ظلم ظالم تا دم آخر نمیسوزد... /\ ...یا اگر سوزد شبی میسوزد و شب دیگر نمیسوزد.

نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 16:50 توسط amir| |

تنهایی عین موخره افتاده به جونم یکی به دادم برسه ه ه

نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 1:10 توسط amir| |

اي روزگارمن راههاي نرفته بسياردارم ،اما با تو يکي زياد راه آمده ام

نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 3:36 توسط amir| |

دستهايم به آرزوهايم نرسيد،آنها بسيار دورند،ولي درخت سبز صبورم ميگويد:اميدی هست,دعايی هست,خدايی هست..

نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 22:48 توسط amir| |

يارب دل ما را تو به رحمت جان ده،درد همه را به دوريت درمان ده،اين بنده نداند كه چه مي بايد خواست،داننده تويي آنچه تو داني آن ده.

نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 22:44 توسط amir| |

هميشه سخت ترين نمايش به بهترين بازيگرتعلق دارد،شاكي سختي هاي دنيا نباش شايد تو بهترين بازيگر خدا باشي

نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 22:41 توسط amir| |

باغبان در بازکن من مردگلچین نیستم‏"‏ ... ‏"‏ مینشینم گوشه ای گل راتماشامیکنم

نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 20:44 توسط amir| |

زبيم و رنج نامردي دگر دردي نميبينم
مزن لاف مروت را كه من مردي نميبينم
منم آن چوب سرگردان به ساحل ميرسم زيرا
درون موج درياها عقب گردي نميبينم

 

چي ميشد تو  هم منو دوستم ميداشتي نا زنين
جاي گريه رو لبام خنده مي كاشتي نازنين
حالا كه قهري باهام ولي بدون دوستت دارم
طاقت قهر ندارم پس آشتي آشتي نا زنين

 

بوسه ام را می گذارم پشت در
قهرکردی , قهرکردم , سر به سر
تو بيا , در را تماما باز کن
 هر چه ميخواهي برايم ناز كن
من غرورم را شکستم , داشتی ؟
آمدم , حالا تو با من آشتی ؟

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 18:33 توسط amir| |

توی روزگاری که
دل واسه شکستنه
قیمت طلای دل
قد سنگ و آهنه
بین این همه غریبه
کی آخه ... مثل تو میشهآشنایی که تو قلبم
میمونه واسه همیشه
تو نباشی چه کسی
منو نوازش میکنه
با صبوری با من
دلخسته سازش میکنه

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 19:1 توسط amir| |

 چشماي ناز تو انگار، يه نفر كشيده خوشگل...

يه نفر كه با وجودش كشيده از جون و از دل...

اگه تو باشي كنارم هيچي از خدا نمي خوام...

 نه ديگه هيچيه هيچي، من فقط چشماتو مي خوام...

من فداي اشك چشمات ،نخوري غصه عزيزم...

ميام و اول قصه، دستاتو محكم مي گيرم...

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 18:52 توسط amir| |

 لحضات زیبا را می توان با رویا بنا کرد

اما خوشبختی واقعی تنها بر واقعیت بنا می شود

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 18:49 توسط amir| |

زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست
و دلم بس تنگ است

بی خیالی سپر هر درد است
باز هم میخندم

آنقدر میخندم که غم از رو برود

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 18:42 توسط amir| |

دستم بوی گل میداد متهم کردند به چیدن گل ،اما هیچکس با خود نگفت شاید گلی کاشته ام

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 18:34 توسط amir| |

سعي کن بخاطر کسي که دوستش داري غرورتو از دست بدي ولي مواظب باش بخاطر غرورت کسي رو که دوستش داري از دست ندي

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 15:41 توسط amir| |

بس که دیوار دلم کوتاه است هر که از کوچه ی تنهایی من میگذرد سرکی میکشدو میرود

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 15:40 توسط amir| |

دل من ديگه خطا نکن/ با غريبه ها وفا نکن / زندگي رو باختي دل من/ مردمو شناختي دل من/ تا به کي سروپا حقيقتي/ تا به کي خراب محبتي / همنشين اين واون شدي/ خسته وپريشون خون شدي/ دشت بخت تو کوير شده / مرغ آرزوت اسير شده / رو به روت سراب/ پشت سر خراب / ساکت و صبوري دل من/ خيلي ازمن دوري دل من

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 15:35 توسط amir| |

من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من...! من خودم بودم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزید...! من نه عاشق بودم نه دلداده به گیسوی بلند و نه الوده به افکار پلید....! من به دنبال نگاهی بودم...! که مرا از پس دیوانگیم می فهمید....!!!!!!!!!!!

نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 12:36 توسط amir| |

اگر يادت کنم ديوانه مي شم / فراموشت کنم بيگانه ميشم / اگر ترکت کنم ميميرم از غم / فراموشت کنم مي پاشم از هم

نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 9:27 توسط amir| |

 سكوتم را به باران هديه كردم//، تمام زندگي را گريه كردم//، نبودي در فراق شانه هايت// به هر خاكي رسيدم تكيه كردم

نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 9:25 توسط amir| |

باهات میام نفس ففس

تو آسمون توی قفس

از اولش تا آخرش

دوست دارم همینو بس

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 1:1 توسط amir| |

وفا را از ماهی بیاموز که وقتی از آب جداست میمیرد...

نه از زنبور که وقتی از گلی خسته میشود سراغ گله دیگری را میگیرد...

نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 23:30 توسط amir| |

کودکی دخترکی سخت پا پیچ پدر بود و ازو می پرسید: 

زندگی چیست پدر...؟؟

پدرش از سر بی حوصلگی داد جواب....

زندگی یعنی عشق....

دخترک باز می پرسد عشق را معنا کن ؟؟

پدرش گفت عشق یعنی بوسه ی گرم تو بر گونه ی من.....!

دخترک با شوق گفت :

 زندگی گر این است بوسه هایم همه تقدیم تو باد..............    

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 23:54 توسط amir| |

دانی از زندگی چه میخواهم
من تو باشم ‚ تو ‚ پای تا سرتو
زندگی گر هزار باره بود
بار دیگر تو بار دیگر تو
آنچه در من نهفته دریاییست
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین طوفانی
کاش یارای گفتنم باشد
بس که لبریزم از تو می خواهم
بدوم در میان صحراها
سر بکوبم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریا ها
بس که لبریزم از تو می خواهم
چون غباری ز خود فرو ریزم
زیر پای تو سر نهم آرام
به سبک سایه تو آویزم

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 23:52 توسط amir| |

 باید که اعتراف کنم تا تو رو دیدم 

قشنگترین جمله رو از دلم شنیدم 

گفت خودشه راهو درست اومدی این بار

نجنبی باختی قدم اول رو بردار 

پا پیش گذاشتم تا بگم عاشقت هستم

نگام نکن امروز، اگه خالیه دستم

پاش برسه برای تو، کم نمی ذارم

یه کم هوامو داشته باش،هواتو دارم

من توی عشقو عاشقی کم نمیارم

مهتاب زیبا عزیزم، پیش تو هیچه

نسخشو خیلی زود باید خدا بپیچه 

خوبی تو زیاد، فرصت من کم 

بهتره تا دیر نشده دست به قلم شم 

هوای ما رو داشته باش هواتو دارم

من توی عشقو عاشقی کم نمیارم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 23:50 توسط amir| |

  صادقانه به لحظه ها دل بستم تا روزی طعم شیرین با تو بودن را احساس کنم...

  به عقربه ها التماس کردم تا تندتر بر روی صفحه ساعت بچرخند...

 بلکه روز موعود زودتر فرا رسد...

 تا در میعادگاهمان سرشار از عطر نگاه مهربانت شوم ...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 23:48 توسط amir| |

به تو می اندیشم 

ای سرا پا همه خوبی، تک و تنها به تو می اندیشم  
 
همه وقت ، همه جا ، من به هر حال که باشم ، به تو می اندیشم
          
به تو می اندیشم
 
جای مهتاب به تاریکیه شب ها تو بتاب
 
  من فدای تو ، به جای همه گل ها تو بخند
 
 من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست
 
آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش
 
 پاسخ چلچله ها رو تو بگو
  
       قصه ابر و هوا را تو بخوان 
 
       تو بمان با من ، تنها تو بمان
 
    به تو  می اندیشم
    
 ای سرا پا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم 
 
 
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 23:44 توسط amir| |

 زیباترین آغاز را با تو تجربه کردم 

 پس بهترینم تا همیشه کنارم بمان

  وامیدوارم تا نقش زمین و زمان هست

  تو باشی عاشقم...

 بدان که همیشه دوستت دارم

 

                  

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 23:42 توسط amir| |

چقدر سخته وقتي پشتت بهشه، دونه‌هاي اشك گونه‌هاتو 

خيس كنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه كه هنوزم دوسش داري

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 23:40 توسط amir| |


Design By : Susa Web Tools